به تو و عشق تو ایمان دارم هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق |
|||||||||||||||||
یک شنبه 5 آبان 1392برچسب:, :: 6:27 بعد از ظهر :: نويسنده : مبینا
دیروز کلاسمون تشکیل نشد چون افتاده سه شنبه ساعت5تا 7.کلاس بعدشو وایسادم دیگه حوصله نداشتم بمونم دانشگاه.اصن این روزا یه وضی شدم یکی باید بیاد جمم کنه انقد که من تمبل شدم.این شد که زنگ زدم به آقای همسر تا بیا منواز دانشگاه نجات بده و ناهار ببرم دد ولی گرفتار بود با سرویسو ی سری مشکلات دیگه منم قاطی کردم تلفنمو قطع کردم .داشتم از گشنگی میمردم منم خودم تنها رفتم پیراشکی گرفتم خوردم.ولی خععععلی بدمزه بود حالمو بهم زد.بعدش که اومدم خونه گشنگیم برطرف شد پشیمون شدم دلم برا آقاییم سوخت که ناراحتش کردم خب!!!!!!!! عزیزم همیشه همین باش که الان هستی همینقدر گرم ودوسداشتنی و مهربون. نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ مبینا هستم متولد 20بهمن71وسلطان قلبم هادی متولد7فروردین 67.از روزی که دیدیم همو دلامون لرزید.با تمام وجود دوسش دارم چون همه جوره عشقشو بهم ثابت کرده.اونم منو دوس داره و تصمیم دارم روزمرگیهامونو بنویسم اینجا آخرین مطالب پيوندها
![]() نويسندگان
|
|||||||||||||||||
![]() |